Skip to content
08/02/2011 / filsoof13

پس‌زمینه

انگار مدتی است که احساس می‌کنم

خاکستری‌تر از دو سه سال گذشته‌ام

احساس می‌کنم که کمی دیر است …

انگار

فرصت برای حادثه از دست رفته است

فرصت برای حرف زیاد است

اما

اما اگر گریسته باشی …

آه …

مردن چقدر حوصله می‌خواهد

بی‌آنکه در سراسر عمرت

یک روز، یک نفس

بی‌حس مرگ زیسته باشی!

 

انگار، این سال‌ها که می‌گذرد

چندان که لازم است

دیوانه نیستم

احساس می‌کنم که پس از مرگ

عاقبت

یک روز

دیوانه می‌شوم!

شاید برای حادثه باید

گاهی کمی عجیب‌تر از این

باشم

بگذریم!

 

این روزها

خیلی دلم برای گریه تنگ است!

 

نسخه دخل و تصرف شده‌ای از «جرئت دیوانگی»، قیصر امین‌پور

Advertisements
  1. اکبند / فوریه 11 2011 5:19 ب.ظ.

    قشنگ بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: