Skip to content
28/11/2010 / filsoof13

همان چند روز، یک ساعتی قبل از اذان صبح بیدار می‌شدم و می‌رفتم حرم امیرالمومنین. ده دقیقه تا حرم راه بود و من مسیر را در خلوتی کوچه و تیرگی آسمان قبل از اذان و نسیم خنکی که می‌وزید، آرام آرام می‌رفتم، بی‌هیچ عجله‌ای. در طول مسیر انگار که کم‌کم خالی بشوم، انگار آن حس سنگینی و فشار را در رد پاهایم جا بگذارم، وقتی که به حرم می‌رسیدم خیلی آرام بودم. بعد می‌رفتم در صحن داخلی حرم می‌نشستم و برای نیم‌ساعتی گنجشک‌ها را تماشا می‌کردم که روی فرش‌ها می‌نشستند و بازی می‌کردند. صحن کوچک و جمع‌ و جور و دوستانه است و در فضا حسی جاری است که می‌توانستم بی‌دغدغه به گنجشک‌ها و بچه‌های خواب‌آلود و زنان نمازخوان لبخند بزنم، می‌توانستم گریه کنم، می‌توانستم با خودم حرف بزنم یا در سکوت، تنها تماشا کنم. بعد کم‌کم مردم می‌آمدند و اذان می‌شد و نماز می‌خواندیم و کم‌کم مردم می‌رفتند و من همچنان در صحن نشسته بودم.

آن روزها، تنها همین کار را می‌کردم. می‌رفتم در صحن زیر آسمان می‌نشستم و سکوت می‌کردم. آرام بودم و انگار چیزی درونم را نوازش می‌کرد. فقط شب آخر داخل ساختمان حرم شدم. جایی پشت درگاه اتاق کوچکی که ضریح آنجا بود، ایستادم و زیارتی خواندم و چند دقیقه دعا کردم. پایی نداشتم برای جلوتر رفتن. حرمت آن مکان برایم آنقدر زیاد بود که نمی‌توانستم واردش بشوم.

علی‌رغم تمام فکرها و کارهایی که کرده‌ام، علی‌رغم تمام انکارها و سرکشی‌ها و فرارها، من همان بچه کوچکی هستم که در یک خانواده مذهبی بزرگ شده است. تجربه آن یک هفته، آن‌قدر برایم غنی است که بعد از گذشت نزدیک ده ماه، هنوز من نمی‌توانم به چشم یک خاطره که جایگاهش معلوم شده، به آن نگاه کنم. گاهی که چند قدمی از خودم فاصله می‌گیرم و خودم را از فاصله کمی دورتری برانداز می‌کنم، از حجم این همه تضاد درونی که سال‌ها روی هم تلنبار شده است، متعجب می‌شوم.

پ.ن. : پسرک همکار امروز مرا به یاد آن حس انداخت. آخر چرا باید به این آدم، درست در این زمان، بربخورم؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: