Skip to content
27/11/2010 / filsoof13

ساعت یک شب است. جز صدای فن کامپیوترم و صدای کلیدهای کیبورد زیر انگشتانم، صدایی نیست. دلم حرف زدن می‌خواهد. دلم زمزمه کردن و غر زدن و فکر کردن و گفتن و گوش دادن و شنیدن و خواندن چهره می‌خواهد، همین حالا، در این نیمه‌شب. دلم حضور یک نفر دیگر را می‌خواهد. در لیست آدرسهایم، هیچ چراغی روشن نیست. درست وقتی که دل آدم می‌خواهد، هیچ لبخند نارنجی مجازی به روی آدم نمی‌خندد. عجیب است که بیش از نیمی از آدم‌های لیست، آدم‌های نیمه‌شب هستند، تازه دوازده به بعد می‌آیند تا ببینند اینجا چه خبر است. حوصله ندارم ببینم کی با چراغ خاموش هست و کی واقعا نیست. تازه یک نامه برای یک دوست نوشته‌ام، همان غرغرهای همیشگی را کرده‌ام و همان شکلک‌های همیشگی را گذاشته‌ام و مثل همیشه یکدفعه دلم خواسته نامه را تمام کنم و بی‌مقدمه ادامه‌اش نداده‌ام. بعد وبلاگ‌های لیستم را چک کرده‌ام و چند پست جدید را خوانده‌ام. یک جایی نوشته شده بود که در این دنیا همه چیز مجازی است و هیچ واقعیتی وجود ندارد، جمله‌ای با این مضمون. به خودم گفتم که لعنت، حتی وقتی وبلاگ انتخاب می‌کنی، می‌گردی و آن وبلاگی را پیدا می‌کنی که یکی مثل خودت در آن می‌نویسد. بعد اینباکسم را گشته‌ام و چندتایی ایمیل را سرسری تماشا کرده‌ام. بعد دلم خواسته که یک فیلم هندی عاشقانه گل و بلبل تماشا کنم که آخرش با بوسه و بغل تمام شود اما آن‌قدر آدم بیخودی هستم که حتی یک فیلم عاشقانه درست و حسابی هم توی بساطم نیست. بسته چیپسم هم تمام شده و بستنی چوبی‌ای که خورده‌ام چیزی از تنهاییم کم نکرده است. کتابم هم تمام شده و حوصله نکرده‌ام خلاصه‌اش را اینجا بنویسم. مشق‌هایم را ننوشته‌ام. این را گوش داده‌ام و دلم خواسته که کفش ورزشیم را بپوشم و بروم در تاریکی کوچه‌ها قدم بزنم اما این هم نشده است. حالا هم آمده‌ام اینجا، بیهوده می‌نویسم.

تمام این روزها به خودم می‌گویم حالم خوب است، حالم خوب است، حالم خوب است، حالم خوب … . فقط نمی‌دانم چرا باورم نمی‌شود.

دلم می‌خواهد با آن مرد که زمزمه می‌کند کنار یک ساحل خیلی دوردست قدم بزنم و او برایم ویولن بزند و باد بیاید و من شال پشمیم را محکم دورم بپیچم و دریا را تماشا کنم که خاکستری و غمگین است و دوست دارد مرا بغل کند. من هم دوست دارم بغلش کنم.

Advertisements
  1. هیولا / نوامبر 27 2010 4:51 ق.ظ.

    و البته فردا این شانس را دای که کامنت هم بخوانی!
    :دی
    و البته که همین دیگر!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: