Skip to content
11/11/2010 / filsoof13

کندن، چاله، آب

می‌ترسم شبیه آمارانتا در » صد سال تنهایی » بشوم. واقعا می‌ترسم. نه دقیقا شبیه ِ شبیه، بلکه همانطور سنگ‌شده، همانطور ترسیده و همانقدر مرده. روزها و شب‌هایم به سکوت می‌گذرد. بین خودم و دنیا، فاصله‌ای می‌بینم. صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوم، سکوت سر جایش است، حاکم بر ذهنم، احساسم، کلامم، حاکم بر بودنم. به خودم می‌گویم که باید بلند شوی و زندگیت را بکنی، چاره‌ای نیست، نباید جا بزنی. کارهای روزمره‌ام را انجام می‌دهم. آدم‌ها را می‌بینم، حرف می‌زنم، می‌خندم، همدردی می‌کنم. سعی می‌کنم از روی دستور‌العمل، درست رفتار کنم. حالا وقت جدی بودن است. الان که او حرف می‌زند، انتظار دارد بخندی. حالا لبخند بزن و به چشم‌هایش نگاه کن و حالش را بپرس. الان باید اخم کنی و نشان بدهی که ناراحت شده‌ای. همه چیز برایم بازی شده است. کارهایم واقعی نیست. هستم چون باید به این شکل باشم. صرفا همین.

سکوت را با خودم به همه‌جا می‌برم. پشت این سکوت نوعی گفتگو جاری است. گفتگویی که به ندرت شکل کلمات می‌گیرد اما وجودش را می‌توان احساس کرد. مثل جریان آبی که در عمق دریا وجود دارد، دیده نمی‌شود اما گاهی سنگریزه‌ها را تکان می‌دهد. جایی در درونم بار سنگینی هست که با خودم می‌کشم و این بار است که در را بسته نگه‌می‌دارد و باعث می‌شود سکوت رشد کند. نمی‌دانم چیست. فقط می‌دانم هست. گاهی نفسم را بند می‌آورد و گلویم را به بغضی می‌سوزاند و گاهی به خودم می‌گویم بیخیال ِ همه چیز.

امروز برای چند ثانیه اجازه دادم که خورشید نوازشم کند. امروز، فقط همان چند ثانیه را زنده بودم و سکوتم مرگبار نبود. خورشید به من لبخند می‌زد. خورشید چیزی را دریغ نمی‌کرد. با نوک انگشتانش پوست صورتم را، گرم، نوازش می‌کرد. در آن لحظه‌، کشیدن بار به نظرم آسان بود، حتی توانستم لبخند کوچکی بزنم.

سودای فرار، مخدر ذهنم شده است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: