Skip to content
24/08/2010 / filsoof13

وقتی خیلی کوچک می‌شوم

مادرم زن عجیبی است.

فرض کن یک شب زمستانی در یک کلبه دوردست باشی، درحالی که کوران بیرون از کلبه بیداد می‌کند جلوی شومینه نشسته باشی و از تابیدن حرارت دلپذیر آتش بر پوستت لذت ببری و با نوگ انگشت سبابه‌ات با تکه یخ کوچکی در لیوان شربتت بازی کنی. می‌دانی که سرمای بیرون هم، از جنس همین سرمای لیوان شربت است که عرق‌کنان در دست توست. می‌دانی که اگر آن شومینه روشن و دیوارهای نفوذناپذیر کلبه نباشند، به صبح نرسیده مرده‌ای. اصلا بخش مهمی از لذتت به همین دلیل است، توفان بیرون آنقدر قدرتمند است که تو، اگر تنها باشی، در مقابلش هیچ شانسی برای نجات نخواهی داشت. البته نه اینکه توفان تو را هدف گرفته باشد، نه، توفان به دلایل خیلی کلی‌تری وجود دارد و تو شاید فقط به خاطر سرنوشت در مسیر آن هستی. اما کلبه تو را امن در آغوش گرفته و از همه چیز محافظتت می‌کند. حتی به امنیت هم بسنده نکرده، مهربانانه با آتش شومینه نوازشت می‌کند. تو حس می‌کنی که زنده بودنت را، آرامش و امنیتت را و حتی حس لذت و شادی مخملی یک شب زمستانی توفانی در مقابل گرمی شومینه را، هم مدیون طوفانی، هم مدیون کلبه. حس می‌کنی توفان و کلبه، هردو، تو را سرشار از احساس حقیقی زنده بودن کرده‌اند.

مادرم هم توفان است، هم کلبه.

احساس می‌کنم مدتی است که بیرون کلبه هستم. حس می‌کنم خودم را از گرمی کلبه محروم کرده‌ام و بیرون، جایی روی ایوان ایستاده‌ام. گرچه هنوز وجود کلبه حمایتم می‌کند اما سوز سرمای استخوان‌سوز را روی پوست صورتم حس می‌کنم. امشب که سر میز، مرا چند صندلی دورتر از مامان نشانده بودند، حس یک بچه گنجشک ترسیده را داشتم که از لانه بیرون افتاده است. حسرت گرمی داخل کلبه رهایم نمی‌کند. کاش او می‌دانست که من اصلا بزرگ نشده‌ام و با زور و تهدید به داخلم می‌کشید. می‌دانم که ما هر دو از یک جنس هستیم و اگر شروع به مبارزه کردن بکنیم، هیچ کدام عقب نمی‌نشینیم. اما حسرت باختن به مادرم را دارم، حسرت کوچک ماندن را، حسرت تکیه کردن به او و باور کردن هرچه را که باور دارد.

Advertisements
  1. histasp / اوت 24 2010 8:28 ق.ظ.

    سلام فیلسوف 13 ، خسته نباشی . واقعا پست جالبی بود ( برعکس پست قبلی ) . مخصوصا تصویرسازی قشنگی بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: